موسسه مطالعات تمدن اسلامی

مسأله استقراء(۸)

اتکای مشاهده بر نظریه ، مسلما ادعای استقراء گرایان را که علم با مشاهده آغاز می شود نقض می کند ، با این حال فقط سطحی ترین استقراء گرایان با این موضع موافق خواهند بود. هیچ یک از استقراء گرایان جدید و پیچیده تر تمایلی به بر گرفتن این صورت سطحی از استقراءگرایان نخواهند داشت.
مطابق این موضع تعدیل یافته ، بسهولت پذیرفته شده که نظریه ها از راه های مختلف و غالبا به شیوه های گوناگونی به دست می
آیند. ممکن است نظریه ای در اثر یک بار بارقه الهامی به کاشف رخ نماید ، همانگونه که در داستان اساطیری نیوتن ، کشف قانون جاذبه با مشاهده افتادن سیبی از یک درخت الهام گرفته شده است. امکان دارد اکتشاف جدیدی در نتیجه حادثه ای به وجود آید.
در هر حال ، به محض اینکه قوانین و نظریه های جدید حاصل شوند ، صرف نظر از نحوه ی تحصیل آنها ، مساله ای که باقی می ماند کفایت و
توانایی آن قوانین و نظریه هاست. آیا آنها با معرفت علمی مجاز و مقبول تناظر و تجانس دارند یا خیر؟
استقراءگرایان جدید و پیچیده تر مقام کشف و ظهور نظریه ها را از مقام ارزیابی و سنجش آنها تمییز میدهند.
این موضع هنوز به دلیل اینکه گزاره های مشاهدتی ماخوذ از نظریه و در نتیجه خطاپذیرند در معرض خطر جدی قرار دارند.
پوزیتیویستهای منطقی که ازجمله استقراءگرایان افراطی اند تا آنجا پیش میروند که می گویند نظریه ها تا آنجا معنادار هستند که بتوان آنها را با مشاهدات مستقیم اثبات کرد.
این موضع با عنایت به اینکه بین مشاهد و نظریه تمایز دقیقی نمیتوان قائل شد سست میشود چون گزاره های مشاهدتی خود آمیخته به نظریه هستند.

 

امید شفیعی

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

مسأله استقراء(۷)

طبق نظر سطحی ترین استقراء گرایان ، اساس معرفت علمی با مشاهداتی فراهم می آید که مشاهده گری بی نظرو بی غرض انجام می دهند . اگر
این نظررا موافق ظاهر آن تعبیر کنیم آن را مهمل و غیر قابل دفاع خواهیم یافت. برای توضیح این مطلب هرتز را در سال ۱۸۸۸ در حال انجام دادن آزمایشی الکتریکی در نظر می گیریم که وی را برای اولین بار موفق به تولید و یافتن امواج رادیویی می کند . اگر وی بخواهد در مشاهداتش کاملا بی نظر باشد ناچار خواهد شد نه تنها نگارش های وسایل مختلف سنجش برقی ، وجود و عدم جرقه در مقاطع مختلف و حساس در مدار های برقی ، ابعاد مدار و غیره را ضبط کند ، بلکه رنگ وسایل سنجش ابعاد آزمایشگاه ، وضعیت هوا ، اندازه کفش هایش و مجموعه ای از جزئیات آشکارا نامربوط را نیز باید ثبت کند. بی ربطی این جزئیات به علت نوعی نظریه است که مورد توجه هرتز بود و آزمونش وجهه همت وی قرار داشت.
اتفاقایکی از این عوامل آشکارا نامربوط بسیار مربوط بود.در واقع ابعاد آزمایشگاه از عواملی بود که در آزمایشات وی بسیار خطاآفرین بود و پس از مرگ وی کشف گردید.
نکته مهم در اینجا این است که نظریه بر مشاهده تقدم دارد و مشاهدات و آزمایشات به منظور بهتر فهمیدن نظریه صورت میگیرند و فقط مشاهدات مناسب و مربوط باید ثبت و ضبط گردند.

امید شفیعی

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

مسأله استقراء(۶)

مطابق تبیین استقراء گران از علم ، اساس وثیقی که قوانین و نظریه های علمی بر آن بنا شده اند از گزاره های مشاهدتی همگان ساخته شده است،نه از تجارب خصوصی انفسی یکایک مشاهده گران . برای مثال ، واضح است چنانچه مشاهدات داروین در سفرش در بیگل به تجارب شخصی وی محدود می ماند بر علم تاثیری نمی گذاشت. مشاهدات وی تنها وقتی به علم ربط یافتند که به شکل گزاره های مشاهدتی قابل استفاده و نقادی دانشمندان دیگر ، صورتبندی و ارائه گردیدند.

ممکن است فرض کنیم که مشاهده گران میتوانند نوعی تجارب ادراکی را مستقیم به دست آورند لکن مسلما گزاره های مشاهدتی این چنین نیستند.به محض اینکه گزاره های مشاهدتی به مثابه بنیاد استوار علم مورد تامل قرار گیرد در خواهیم یافت که بر خلاف ادعای استقرا گرایان نوعی نظریه بر گزاره های مشاهدتی مقدم است و گزاره های مشاهدتی همانقدر خطاپذیرند که نظریه های مربوط به آنها.به طور مثال این ادعا که مفهوم قرمز یا هر مفهوم دیگری از تجربه و نه از جای دیگری اخذ شده باطل است و در اینجا نوعی نظریه مقدم بر مشاهده است.

 

امید شفیعی

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

مسأله استقراء(۵)

۳ مسأله استقراء
۳٫۱٫ آیا می توان اصل استقراء را توجیه کرد؟

استقراءگرایان برای توجیه استقراء به منطق و تجربه متوسل میشوند.
یک گزاره منطقی اگر مقدماتش صادق باشند نتیجه آن نیز صادق است ولی این برای استقراء صادق نیست که در فصل پیش به آن پرداخته شد. در این جا برای روشن تر شدن داستان بوقلمون استقراءگرای برتراند راسل بیان می شود: این بوقلمون در اولین بامداد حضور خود در مرغداری ملاحظه کرد که در ساعت نه صبح به او غذا دادند. با این حال چون استقراء گرای خوبی بود در قضاوت و نتیجه گیری تعجیل نکرد. او منتظر شد تا مشاهدات را تحت اوضاع مختلف و سیعی، در چهارشنبه ها و پنج شنبه ها، در روزهای گرم و روزهای سرد، در روزهای بارانی و روز های خشک، انجام داد. هر روز گزارۀ مشاهداتی دیگری به فهرست خود اضافه کرد. سرانجام وجدان استقراء گرای او رضایت داد و دست به استنباطی استقرائی زد و نتیجه گرفت که: “من همیشه در ساعت نه صبح تغذیه می شوم”. افسوس که معلوم شد این نتیجه به صورت قاطعی غلط است، زیرا شب کریسمس به جای اینکه تغذیه شود گلویش بریده شد!
از لحاظ تجربی استقراء گرایان دچار دوری میشوند که هیوم آن را عنوان کرد.موفقیت اصل استقراء در موقعیتهای مختلف ۱و ۲ و غیره موفقیت در موقعیت n را نتیجه میدهد که این خود از مساله استقراء سود جسته و متضمن دور است.
علاوه بر این دو مورد بحث کثرت و تنوع مطرح میشود که استقراءگرایان تا چند مرحله و با چه تنوعی از شرایط و بهره گیری از چه مکانیزمی برای رسیدن به این کثرت و تنوع آزمایشات خود را انجام میدهند.

۳٫۲٫ احتمالات: راهی برای رفع پاره ای از انتقادات
برای رفع بعضی از انتقادات بخش قبلی، می توان موضع افراطی استقراء گرای سطحی را به شیوۀ نسبتاً ساده ای تعدیل کرد.
برهان موضع تعدیل یافته نوعاً بدین شکل است. مثلا ما نمی توانیم به صرف مشاهدۀ مکرر طلوع هر روزۀ خورشید صد در صد مطمئن باشیم که خورشید همواره طلوع خواهدکرد.)در واقع در قطب شمال و جنوب روزهایی هست که خورشید طلوع نمی کند.بنابراین همواره وجود احتمالات می تواند راهی برای رفع پاره ای از انتقادات باشد.
شکل اصلاح شده استقراء به این صورت است:
اگر تعداد زیاد الف در شرایط متنوع وسیعی مشاهد شود و تمام آنها خاصه ب را دارا باشند میتوان گفت احتمالا تمام الف ها خاصه ب را دارا هستند.
ایراد:
این صورت بندی جدید هم یک گزاره کلی است و مساله استقراء را حل نمیکند.
اگر تعداد گزاره های احتمالی را بر بینهایت گزاره کلی تقسیم کنیم حاصل برابر صفر خواهد بود و احتمال صدق تعمیم کلی صفر است.
راه دیگری برای حفظ مسلک استقراءگرایی عدم نسبت دادن احتمالات به قوانین و نظریه های علمی است.
دو ایراد برای آن مطرح میشود:
۱- این تصور که مقصود از علم تولید مجموعه ای از پیش بینی هاست و نه یافتن معرفت به شکل دستگاهی از گزاره های

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

استقراء گرایی: علم، معرفتی مأخوذ از یافته های تجربی(۴)

۲٫۴٫جاذبۀ استقراءگرایی سطحی

تبیین استقراء گرایان سطحی از علم واجد قابلیت هایی است. به نظر می رسد که جاذبۀ آن در این نهفته است که تبیینی منظم از بعضی پندارهای رایج مربوط به ماهیت علم، قدرت تبیین و پیش بینی، عینیت و اطمینان بخشی برتر آن نسبت به اشکال دیگر معرفت عرضه می دارد.
مشاهده و استدلال استقرایی خود عینی هستند و عینیت علم از آن ناشی میشود.صدق گزاره های مشاهدتی با به کارگیری حاسه های معمولی اثبات میشود.

استقراء یا به شروط تصریح شده وفا میکند یا نمیکند،لیکن وفای به این شروط بستگی به عقیده شخصی کسی ندارد.

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

استقراء گرایی؛ علم، معرفتی مأخوذ از یافته های تجربی(۳)

۲٫۳٫پیش بینی و تبیین از دیدگاه استقراءگرایان
در این بخش برای روشن شدن مطلب مثال ساده ای می آوریم. به استدلال زیر توجه کنید:

۱٫آب نسبتاً خالص در دمای صفر درجه سانتیگراد منجمدمی شود(پس از فرصت کافی)
۲٫رادیاتور ماشین من حاوی آب نسبتاً خالص است.
۳٫اگر درجه حرارت از صفر درجه سانتیگراد پایین تر برود آب رادیاتور ماشین من منجمد خواهد شد (پس از فرصت کافی).

این نمونه ای است از یک استدلال منطقی معتبر برای استنتاج پیش بینی ۳ از مقدمه ۱ که حاوی معرفتی علمی است.
اگر ۱و۲ صادق باشند، ۳باید صادق باشد؛ با این حال صدق۱و۲ یا ۳ را نمی توان با این قیاس یا قیاس دیگری اثبات کرد. برای استقراء گرایان منبع صدق منطق نیست، بلکه تجربه است. طبق این نظر، صدق ۱ را با مشاهدۀ مستقیم انجماد آب تعیین می کنیم. هر گاه صدق ۱و۲ به واسطۀ مشاهده و استقراء اثبات شد، در آن صورت پیش بینی۳ را می توان از آنها نتیجه گرفت.

شکل کلی تمام پیش بینی ها و تببینهای علمی به طور خلاصه عبارتند از:
۱-قوانین و نظریه ها
۲-شرایط اولیه
۳-پیش بینیها و تببین ها

گزاره هایی که وضعیت مورد تحقیق را وصف میکنند شرایط اولیه نامیده میشود.

امید شفیعی

 

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

استقراء گرایی: علم، معرفتی مأخوذ از یافته های تجربی(۲)

استقراءگرایی سطحی

مطابق استقراء گرایی سطحی، علم با مشاهدات آغاز می شود. مشاهده گر باید دارای اعضای حسی معمولی و سالم باشد و باید آنچه را با توجه به
وضعیت مورد مشاهده می تواند ببیند، بشنود، و غیره، با امانتداری تمام ضبط کند و این عمل باید با ذهنی خالی از پیشداوری انجام پذیرد.

گزاره های به دست آمده از این راه گزاره های مشاهدتی نام دارند که اساسی را به وجود می آورند که قوانین و نظریه ها که مجموعه معرفت علمی را می سازند از آن اخذ می شوند.

این گزاره ها دو نوع اند
۱- گزاره های شخصیه که مربوط به واقعه ای خاص در زمان و مکان خاصی هستند مثل در ساعت فلان در روز فلان سیاره مریخ در فلان موقعیت در آسمان ظاهر شد
۲- گزاره های کلی مربوط به کل حوادث جهان هستند مثل سیارات در مدارهای بیضی شکل دور خورشید میگردند

شرایطی که باید برای صورت گرفتن این تعمیم ها صورت گیرد عبارتند از
۱- تعداد گزاره های مشاهدتی که اساس تعمیم را تشکیل میدهند باید زیاد باشند
۲- مشاهدات باید تحت شرایط متنوعی تکرار شوند
۳- هیچ یک از گزار ه ها نباید با قانون جهانشمول ماخوذ معاوضه داشته باشد

استدلالی که اخذ گزاره کلی را از تعداد محدودی گزاره شخصیه موجه میداند استدلال استقرایی و فرآیند آن استقرا نامیده میشود

مطابق نظر استقراء گرایان سطحی، معرفت علمی به وسیلۀ استقراء از بنیان مطمئنی که به واسطۀ مشاهده به دست آمده ساخته می شود. هر چه تعداد
واقعیات تصدیق شده به واسطۀ مشاهده و آزمایش افزایش یابد و هر چه یافته های مشاهداتی با اصلاح تکنیک های مشاهداتی و آزمایشی، پیچیده
تر و دقیق تر شود، قوانین و نظریه های فراگیر بیشتری با استدلال استقرائی دقیق ساخته خواهد شد.

یکی از خصوصیات عمده علم قدرت تبیین و پیش بینی آن است

ابتدا یافته های حاصل از مشاهده را داریم سپس به استقراء میپردازیم و به قوانین و نظریه ها دست می یابیم و با قیاس به پیش بینی و تبیین می رسیم.

امید شفیعی

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

اهمیت پرداختن به فلسفه علم(۱)

اهمیت علم مدرن تنها ناشی از کاربرد آن در فناوری نیست. این علم در مقایسه با نهادهای دیگر از اعتبار بی نظیری برخوردار است. اغلب مردم به فهم علم مدرن و سرمایه گذاری روی آن توافق دارند. علاوه بر این تقریبا به سخنان یک دانشمند بیشتر اعتماد می شود تا به سخنان یک حقوقدان یا سیاستمدار.(اگرچه ممکن است این امر زیاد به زبان نیاید.)
چنین تلقی می شود که نظریه های علمی به شیوه ای دقیق از یافته های تجربی با مشاهده و آزمایش به دست آمده اند.علم بر آنچه می توان دید و شنید و لمس کرد و امثال اینها بنا شده است. عقاید و سلیقه های شخصی و تخیلات ظنی هیچ جایی در علم ندارند. علم آفاقی است. معرفت علمی معرفت قابل اطمینانی است، زیرا به طور آفاقی اثبات شده است.
امروزه این علوم اغلب چنان تخصصی شده اند که هیچ فردی نمیتواند به همه آنچه در یک شاخه علمی مطرح است آگاهی پیدا کند، چه رسد به اینکه همه علوم را بداند. به همین دلیل هیچ راهی جز اتکا بر همکاری و همسو شدن افراد به منظور توسعه بیشتر و به کارگیری تفکر علمی نداریم.با این حال برخی از ویژگی های علم کمابیش کلی اند و از این رو می توانیم بدون نیاز به آگاهی چندانی از مرزهای علم دست به پژوهش فلسفی بزنیم.
بحث های مختلفی در فلسفه علم مطرح می شود نظیر پرسش های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی اخلاقی. مثلا آیا مهندسی ژنتیک و آزمایش روی جانوران یا آلودگی محیط زیست از لحاظ اخلاقی صحیح است.ولی این بحث ها در اینجا مطرح نمیگردد بلکه پرسش اصلی چیستی این علم و روش علمی و جایگاه آن در مورد اظهار نظر در مورد پرسش های مختلف جهان هستی است.

امید شفیعی