موسسه مطالعات تمدن اسلامی

مغناطیس مجتهد جوان

جوان دستهایش را خشک کرد و آستین‌هایش را پایین آورد. عبا را پوشید و عمامه‌اش را به سرگذاشت و آماده حرکت شد. صدای دلنوازی از کوچه به گوش می‌رسید.

الله اکبر الله اکبر… اشهد ان لا اله الا الله…

وقت اذان ظهر بود. قدم در کوچه گذاشت و همزمان چند یاکریم به آسمان پرکشیدند. آهسته آهسته به سمت مسجد می‎رفت و زیر لب ذکر می‌گفت. هر کسی از کنارش رد می‌شد به نحوی ابراز علاقه می‌کرد. یکی با سلام و احوالپرسی، یکی با التماس دعا گفتن، یکی با مشورت گرفتن، یکی با سؤال احکام پرسیدن. خلاصه اینکه از برخورد گرم و صمیمی اهالی محل می‌شد فهمید که امام جماعت جوان و با نشاط محله، چقدر محبوب دلهایشان شده است. اما دیری نگذشت که با تأسیس حوزه علمیه قم توسط حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و جمع‌شدن حلقه‌ای طلاب مستعد، به سوی شهر قم رحل اقامت گزید تا در آن جمع، با امام خمینی و آیت‌الله گلپایگانی و آیت‌الله خوانساری هم‌دل و هم‌قدم شود.

در بیست و چهار سالگی بود که با اجازه شیخ عبدالکریم حائری یزدی جزو مجتهدین تراز اول آن‌دوران شناخته شد و هم‌‌زمان با عالمان بزرگ قم و نجف، شهرت علمی یافت. این‌بار که به کاشان برمی‌گشت نه تنها  مغناطیس وجودش بالاتر از یک طلبه باصفای کاشانی بود، بلکه امروز، به یک مجتهد باتقوا با نظرات جدید علمی تبدیل شده که با ورودش به کاشان، دو مسجد بازار و آقابزرگ را تأسیس کرد و حلقه علم و بحث کاشان را که سال‌ها دچار رکود شده بود، گرمی بی‌نظیری بخشید. مغناطیس وجود آیت‌الله مدنی، با تفکر سیاسی‌اش گره خورد تا بتواند علاوه بر فعالیت‌های گسترده‌ علمی، مسجد را پایگاه نیروهای انقلابی کاشان کند و محوریت خوبی برای جامعه انقلابی کاشان در آستانه انقلاب اسلامی شد.

الگوی آیت‌الله مدنی در ظرف کاشان، الگوی امام خمینی در مقیاس ایران بود. مجتهدی فاضل، با تفکری دقیق نسبت به جامعه و سیاست که سال‌ها قبل از حضورش در عرصه سیاست، اندیشه سیاسی خود را تبیین کرده بود. هنر آیت‌الله مدنی، تبدیل مسجد به عنوان پایگاه اداره سیاسی جامعه کاشان بود. علم، تقوا و بصیرت سیاسی آیت‌الله مدنی، مسجد را به پایگاه تصرف قلوب جوانان تبدیل کرده بود. جوانان آن‌زمان هم از پاکی و صفای روح ایشان خاطره می‌گویند و هم از برنامه‌های متنوع و انسان‌سازش. به گفته جوانان آن‌ زمان، یکی از برنامه‌های مورد علاقه آن‌ها دیدار هفتگی‌ای بوده است که با آیت‌الله مدنی داشته‌اند. پیرمردی که زلال وجودش تاریکی و غم دل آن‌ها ‌را می‌شسته و صداقت‌ و نورانیتش آن‌ها را به یاد معاد و عالم غیب می‌انداخته است.

صفای آیت‌الله مدنی هم‌چون روحی بر فعالیت‌های مسجد میانچال حاکم شده بود و جذابیت‌های یک مسجد انقلابی را روزافزون می‌کرد. نمایش‌های مذهبی، اردوهای علمی ـ تفریحی و گروه‌های ورزشی، همگی در بستر مسجد آیت‌الله مدنی،  زمینه افزایش عزت نفس، انگیزه‌بخشی و تقویت اراده جوانان کاشانی شده بود و این‌گونه بود که یک شخصیت پاک، همه ظرفیت‌های تربیتی مسجد را در خدمت جذب قلوب جوانان قرار داد. او این نکته را خوب فهمیده بود که:

«راه جذب جوان‌ها تصرّف دل جوان است. دل جوان یک قیامتی است، اوضاعی است. گرایش جوان به معنویّت یکی از آن رازهای بزرگ الهی است … دل جوان حقیقت‌پذیر است، دل جوان به فطرت الهی نزدیک است؛ “فِطرَتَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها”[۱]. دل جوان با نصایح و مطالب معنوی و سلوکی و عرفانی اُنس پیدا می‌کند،… شما سخن را، حرف را، اقدام را با معنویّت، با عرفان واقعی، نه عرفان‌های تخیّلی و توهّمی و صوری، یک مقداری آمیخته کنید، خواهید دید جوان چطور مجذوب می‌شود و می‌آید. جاذبه‌ی جوان در مسجد این‌ها است».[۲]

تجارب و تاریخ فعالیت مساجدی همچون مسجد میانچال کاشان می‌تواند دست‌مایه فعالیت و تلاش بسیاری از ائمه جماعات مساجد و فعالان مسجدی باشد تا بتوانیم از مسجد، این پایگاه عظیم دینی، به عنوان مهمترین و تأثیرگذارترین مکان مذهبی و فرهنگی در جهت رشد و شکل‌گیری شخصیت جوانان و تلاش برای انتشار فرهنگ دینی استفاده کنیم.

[۱]   . سوره‌ی روم، بخشی از آیه‌ی ۳۰؛ «… همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است …»

[۲] . بیانات رهبر انقلاب در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران ۳۱/۰۵/۱۳۹۵

خدیجه سادات صفوی