موسسه مطالعات تمدن اسلامی

مسأله استقراء(۵)

۳ مسأله استقراء
۳٫۱٫ آیا می توان اصل استقراء را توجیه کرد؟

استقراءگرایان برای توجیه استقراء به منطق و تجربه متوسل میشوند.
یک گزاره منطقی اگر مقدماتش صادق باشند نتیجه آن نیز صادق است ولی این برای استقراء صادق نیست که در فصل پیش به آن پرداخته شد. در این جا برای روشن تر شدن داستان بوقلمون استقراءگرای برتراند راسل بیان می شود: این بوقلمون در اولین بامداد حضور خود در مرغداری ملاحظه کرد که در ساعت نه صبح به او غذا دادند. با این حال چون استقراء گرای خوبی بود در قضاوت و نتیجه گیری تعجیل نکرد. او منتظر شد تا مشاهدات را تحت اوضاع مختلف و سیعی، در چهارشنبه ها و پنج شنبه ها، در روزهای گرم و روزهای سرد، در روزهای بارانی و روز های خشک، انجام داد. هر روز گزارۀ مشاهداتی دیگری به فهرست خود اضافه کرد. سرانجام وجدان استقراء گرای او رضایت داد و دست به استنباطی استقرائی زد و نتیجه گرفت که: “من همیشه در ساعت نه صبح تغذیه می شوم”. افسوس که معلوم شد این نتیجه به صورت قاطعی غلط است، زیرا شب کریسمس به جای اینکه تغذیه شود گلویش بریده شد!
از لحاظ تجربی استقراء گرایان دچار دوری میشوند که هیوم آن را عنوان کرد.موفقیت اصل استقراء در موقعیتهای مختلف ۱و ۲ و غیره موفقیت در موقعیت n را نتیجه میدهد که این خود از مساله استقراء سود جسته و متضمن دور است.
علاوه بر این دو مورد بحث کثرت و تنوع مطرح میشود که استقراءگرایان تا چند مرحله و با چه تنوعی از شرایط و بهره گیری از چه مکانیزمی برای رسیدن به این کثرت و تنوع آزمایشات خود را انجام میدهند.

۳٫۲٫ احتمالات: راهی برای رفع پاره ای از انتقادات
برای رفع بعضی از انتقادات بخش قبلی، می توان موضع افراطی استقراء گرای سطحی را به شیوۀ نسبتاً ساده ای تعدیل کرد.
برهان موضع تعدیل یافته نوعاً بدین شکل است. مثلا ما نمی توانیم به صرف مشاهدۀ مکرر طلوع هر روزۀ خورشید صد در صد مطمئن باشیم که خورشید همواره طلوع خواهدکرد.)در واقع در قطب شمال و جنوب روزهایی هست که خورشید طلوع نمی کند.بنابراین همواره وجود احتمالات می تواند راهی برای رفع پاره ای از انتقادات باشد.
شکل اصلاح شده استقراء به این صورت است:
اگر تعداد زیاد الف در شرایط متنوع وسیعی مشاهد شود و تمام آنها خاصه ب را دارا باشند میتوان گفت احتمالا تمام الف ها خاصه ب را دارا هستند.
ایراد:
این صورت بندی جدید هم یک گزاره کلی است و مساله استقراء را حل نمیکند.
اگر تعداد گزاره های احتمالی را بر بینهایت گزاره کلی تقسیم کنیم حاصل برابر صفر خواهد بود و احتمال صدق تعمیم کلی صفر است.
راه دیگری برای حفظ مسلک استقراءگرایی عدم نسبت دادن احتمالات به قوانین و نظریه های علمی است.
دو ایراد برای آن مطرح میشود:
۱- این تصور که مقصود از علم تولید مجموعه ای از پیش بینی هاست و نه یافتن معرفت به شکل دستگاهی از گزاره های

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

استقراء گرایی: علم، معرفتی مأخوذ از یافته های تجربی(۴)

۲٫۴٫جاذبۀ استقراءگرایی سطحی

تبیین استقراء گرایان سطحی از علم واجد قابلیت هایی است. به نظر می رسد که جاذبۀ آن در این نهفته است که تبیینی منظم از بعضی پندارهای رایج مربوط به ماهیت علم، قدرت تبیین و پیش بینی، عینیت و اطمینان بخشی برتر آن نسبت به اشکال دیگر معرفت عرضه می دارد.
مشاهده و استدلال استقرایی خود عینی هستند و عینیت علم از آن ناشی میشود.صدق گزاره های مشاهدتی با به کارگیری حاسه های معمولی اثبات میشود.

استقراء یا به شروط تصریح شده وفا میکند یا نمیکند،لیکن وفای به این شروط بستگی به عقیده شخصی کسی ندارد.

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

استقراء گرایی؛ علم، معرفتی مأخوذ از یافته های تجربی(۳)

۲٫۳٫پیش بینی و تبیین از دیدگاه استقراءگرایان
در این بخش برای روشن شدن مطلب مثال ساده ای می آوریم. به استدلال زیر توجه کنید:

۱٫آب نسبتاً خالص در دمای صفر درجه سانتیگراد منجمدمی شود(پس از فرصت کافی)
۲٫رادیاتور ماشین من حاوی آب نسبتاً خالص است.
۳٫اگر درجه حرارت از صفر درجه سانتیگراد پایین تر برود آب رادیاتور ماشین من منجمد خواهد شد (پس از فرصت کافی).

این نمونه ای است از یک استدلال منطقی معتبر برای استنتاج پیش بینی ۳ از مقدمه ۱ که حاوی معرفتی علمی است.
اگر ۱و۲ صادق باشند، ۳باید صادق باشد؛ با این حال صدق۱و۲ یا ۳ را نمی توان با این قیاس یا قیاس دیگری اثبات کرد. برای استقراء گرایان منبع صدق منطق نیست، بلکه تجربه است. طبق این نظر، صدق ۱ را با مشاهدۀ مستقیم انجماد آب تعیین می کنیم. هر گاه صدق ۱و۲ به واسطۀ مشاهده و استقراء اثبات شد، در آن صورت پیش بینی۳ را می توان از آنها نتیجه گرفت.

شکل کلی تمام پیش بینی ها و تببینهای علمی به طور خلاصه عبارتند از:
۱-قوانین و نظریه ها
۲-شرایط اولیه
۳-پیش بینیها و تببین ها

گزاره هایی که وضعیت مورد تحقیق را وصف میکنند شرایط اولیه نامیده میشود.

امید شفیعی

 

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

استقراء گرایی: علم، معرفتی مأخوذ از یافته های تجربی(۲)

استقراءگرایی سطحی

مطابق استقراء گرایی سطحی، علم با مشاهدات آغاز می شود. مشاهده گر باید دارای اعضای حسی معمولی و سالم باشد و باید آنچه را با توجه به
وضعیت مورد مشاهده می تواند ببیند، بشنود، و غیره، با امانتداری تمام ضبط کند و این عمل باید با ذهنی خالی از پیشداوری انجام پذیرد.

گزاره های به دست آمده از این راه گزاره های مشاهدتی نام دارند که اساسی را به وجود می آورند که قوانین و نظریه ها که مجموعه معرفت علمی را می سازند از آن اخذ می شوند.

این گزاره ها دو نوع اند
۱- گزاره های شخصیه که مربوط به واقعه ای خاص در زمان و مکان خاصی هستند مثل در ساعت فلان در روز فلان سیاره مریخ در فلان موقعیت در آسمان ظاهر شد
۲- گزاره های کلی مربوط به کل حوادث جهان هستند مثل سیارات در مدارهای بیضی شکل دور خورشید میگردند

شرایطی که باید برای صورت گرفتن این تعمیم ها صورت گیرد عبارتند از
۱- تعداد گزاره های مشاهدتی که اساس تعمیم را تشکیل میدهند باید زیاد باشند
۲- مشاهدات باید تحت شرایط متنوعی تکرار شوند
۳- هیچ یک از گزار ه ها نباید با قانون جهانشمول ماخوذ معاوضه داشته باشد

استدلالی که اخذ گزاره کلی را از تعداد محدودی گزاره شخصیه موجه میداند استدلال استقرایی و فرآیند آن استقرا نامیده میشود

مطابق نظر استقراء گرایان سطحی، معرفت علمی به وسیلۀ استقراء از بنیان مطمئنی که به واسطۀ مشاهده به دست آمده ساخته می شود. هر چه تعداد
واقعیات تصدیق شده به واسطۀ مشاهده و آزمایش افزایش یابد و هر چه یافته های مشاهداتی با اصلاح تکنیک های مشاهداتی و آزمایشی، پیچیده
تر و دقیق تر شود، قوانین و نظریه های فراگیر بیشتری با استدلال استقرائی دقیق ساخته خواهد شد.

یکی از خصوصیات عمده علم قدرت تبیین و پیش بینی آن است

ابتدا یافته های حاصل از مشاهده را داریم سپس به استقراء میپردازیم و به قوانین و نظریه ها دست می یابیم و با قیاس به پیش بینی و تبیین می رسیم.

امید شفیعی

موسسه مطالعات تمدن اسلامی

اهمیت پرداختن به فلسفه علم(۱)

اهمیت علم مدرن تنها ناشی از کاربرد آن در فناوری نیست. این علم در مقایسه با نهادهای دیگر از اعتبار بی نظیری برخوردار است. اغلب مردم به فهم علم مدرن و سرمایه گذاری روی آن توافق دارند. علاوه بر این تقریبا به سخنان یک دانشمند بیشتر اعتماد می شود تا به سخنان یک حقوقدان یا سیاستمدار.(اگرچه ممکن است این امر زیاد به زبان نیاید.)
چنین تلقی می شود که نظریه های علمی به شیوه ای دقیق از یافته های تجربی با مشاهده و آزمایش به دست آمده اند.علم بر آنچه می توان دید و شنید و لمس کرد و امثال اینها بنا شده است. عقاید و سلیقه های شخصی و تخیلات ظنی هیچ جایی در علم ندارند. علم آفاقی است. معرفت علمی معرفت قابل اطمینانی است، زیرا به طور آفاقی اثبات شده است.
امروزه این علوم اغلب چنان تخصصی شده اند که هیچ فردی نمیتواند به همه آنچه در یک شاخه علمی مطرح است آگاهی پیدا کند، چه رسد به اینکه همه علوم را بداند. به همین دلیل هیچ راهی جز اتکا بر همکاری و همسو شدن افراد به منظور توسعه بیشتر و به کارگیری تفکر علمی نداریم.با این حال برخی از ویژگی های علم کمابیش کلی اند و از این رو می توانیم بدون نیاز به آگاهی چندانی از مرزهای علم دست به پژوهش فلسفی بزنیم.
بحث های مختلفی در فلسفه علم مطرح می شود نظیر پرسش های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی اخلاقی. مثلا آیا مهندسی ژنتیک و آزمایش روی جانوران یا آلودگی محیط زیست از لحاظ اخلاقی صحیح است.ولی این بحث ها در اینجا مطرح نمیگردد بلکه پرسش اصلی چیستی این علم و روش علمی و جایگاه آن در مورد اظهار نظر در مورد پرسش های مختلف جهان هستی است.

امید شفیعی

ترم چهارم متا اصفهان

دوره آموزشی مطالعات تمدنی (۲)

شروع ترم بهمن ۱۳۹۵

ترم چهارم دوره مطالعات تمدنی دفتر اصفهان از ۱۵ بهمن ماه آغاز می‌شود.

جهت پیش ثبت نام، لطفا فرم ذیل را پر کنید.

ثبت نام ترم مهرماه ۹۵ اصفهان

برای تکمیل ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۱۳۵۵۵۶۸۶۳ تماس حاصل نمایید.

پوستر ترم چهارم متا اصفهان

حجت الاسلام متولی امامی

انقلاب اسلامی انقلاب حجه‌الاسلام‌ها بود. تاسیس تمدن اسلامی هم به نخبگی ما نیاز دارد

جلسه سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سید محمدحسین متولی امامی با موضوع انقلاب و تمدن نوین اسلامی که از طرف موسسه امیر بیان با عنوان عملیات والفجر برگزار شد. مخاطبان این جلسه مبلغان دهه فجر بودند.

این جلسه به مدت سه روز و در مکان موسسه امیر بیان استان اصفهان برگزار شد.
حجت الاسلام متولی امامی

 

photo_2017-01-28_12-01-06

حجت الاسلام متولی امامی

 

حجت الاسلام متولی امامی

دکتر بیگدلی

مسیر متفاوت تاریخ تمدن غرب و تمدن انبیاء

با مطالعه دقیق دو تاریخ غرب و تاریخ انبیاء متوجه می‌شویم که کلان روایت تاریخ تمدن غرب، تطور زبانی ابزار را در جهت رسیدن انسان به رفاه و لذت محور قرار داده است، اما کلان روایت تاریخ تمدن انبیاء، تقابل جدی دو جبهه حق و باطل را مطرح می‌سازد.

به گزارش خبرگزاری متا، چهارمین گردهمایی علمی-آموزشی فعالان فکری ـ فرهنگی موسسه مطالعات تمدن اسلامی، روزهای پنج‌شنبه و جمعه مورخ ۱۱ و ۱۲ آذر در مسجد حسینیه ام‌البنین شهرستان کاشان برگزار گردید. در این گردهمایی که با حضور دانشجویان و طلاب اصفهان و کاشان همراه بود، دکتر عطاء‌الله بیگدلی به شرح تفصیلی تاریخ تمدن انبیاء پرداخت.

دکتر بیگدلی

متا

دکتر بیگدلی ابتدای گردهمایی به این مسئله اشاره کرد که تاریخ تمدنی انبیاء و تاریخ تمدن غرب، هر دو بر مبنای دو روایت تاریخی بیان می‌شوند که داستان هر کدام از دیگری متمایز و متفاوت است. اطلاعات تاریخی و زمانی این دو تمدن با اینکه در نقطه‌های باریکی دارای اشتراک است، اما چون اساس آنها دو روایت متفاوت است، هر کدام مسیر و هدف متفاوتی را در تاریخ طی کرده‌اند.

وی افزود: تاریخ تمدن مدرن بر اساس روش اکتشافی و تجربی به اثبات خود می‌پردازد اما تاریخ تمدن انبیاء حجیت خود را بر منابع مقدس و روایی دینی متکی می‌سازد. این دو تاریخ با وجود آنکه در بعضی شواهد عینی و اکتشافی اشتراکاتی دارند، اما هر کدام به طور جداگانه برآمده از یک کلان روایت هستند که مسیر نهایی این دو را از هم جدا می‌سازد.

با مطالعه دقیق این دو تاریخ متوجه می‌شویم که کلان روایت تاریخ تمدن غرب، تطور زبانی ابزار را در جهت رسیدن انسان به رفاه و لذت محور قرار داده است، اما کلان روایت تاریخ تمدن انبیاء، تقابل جدی دو جبهه حق و باطل را مطرح می‌سازد.

این پژوهشگر تاریخ و تمدن، در ادامه به شرح تفصیلی تاریخ تمدن انبیاء بر مبنای کتاب عروج مشرقی که تالیف خودشان است، پرداخته و حیات انسان را از داستان آفرینش بر مبنای آنچه در کتب مقدس و قرآن و روایات ذکر شده آغاز کرد و یک به یک در دوره انبیاء اولوالعزم(ع) دنبال نمود.

دکتر بیگدلی

متا

این استاد دانشگاه از ابتدای خلقت تاریخ را به تصویر کشیده و تاریخ حضرت آدم، شیث، نوح، یوسف، موسی، عیسی، و سایر انبیای الهی، پیامبر صلی الله و علیه و آله، ائمه اطهار علیهم‌الاسلام را به تفصیل بیان کرده و در انتها به موضوع ظهور و شرایط پس از آن پرداختند.

این اردو که با حضور حدود ۱۰۰ نفر از فعالان فکری و فرهنگی اصفهان و کاشان برقرار شد، با برگزاری اردوی زیارتی سیاحتی مشهد اردهال در پایان روز اول اردو و همچنین برگزاری دعای پرفیض ندبه در صبح روز دوم، همراه شد. این گردهمایی غروب جمعه مورخ ۱۲ آذر به پایان رسید.

دکتر بیگدلی

متا

دکتر بیگدلی

متا

دکتر بیگدلی

متا

دکتر بیگدلی

متا

دکتر بیگدلی

متا

دکتر بیگدلی

متا

دکتر بیگدلی

متا

متا

 بررسی مبانی الگوی پیشرفت برای طراحی الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی

 

هشتمین جلسه ترم سوم مؤسسه مطالعات تمدن اسلامی با حضور دکتر امام جمعه و حجت الاسلام متولی امامی و دانش‌پژوهان این موسسه در تاریخ ۱۴/۷/۹۵ در امامزادگان درب امام اصفهان برگزار گردید.

دکتر امام جمعه در ادامه سلسله مباحث خود پیرامون مکاتب فلسفی اسلام به دومین مورد از موارد شکل‌گیری فلسفه در اسلام پرداختند و نمونه‌هایی از آن را بیان کردند.

ایشان معارف اهل­بیت (ع) را دومین عامل شکل‌گیری فلسفه اسلامی بیان کردند و افزودند در معارف اهل بیت، ما شاهد یک رویکرد وجودشناسی به معارف هستیم.

استاد در ادامه به معرفی سه جریان در تاریخ اسلام پرداختند و اظهار کردند که در تمدن اسلامی سه رویکرد به خداشناسی به وجود آمد. این سه رویکرد هم در ادبیات و هم در روش متفاوت بودند: ۱- رویکرد نقلی ظاهرگرایانه   ۲- رویکرد کلامی  ۳- رویکرد فلسفی.

رویکرد ظاهرگرایانه، اهل ظاهر هستند و در قرن اول و دوم به وجود آمدند و بعداً در قرن سوم به  اهل حدیث که همان حنبلی‌ها هستند معروف شدند. آنها معتقدند که قرآن جز ظاهر چیزی ندارد. و به ظاهر بسنده می‌کردند و یک شعار داشتند: معنا معلوم است، اعتقاد واجب، کیفیت آن مجهول و سوال بدعت است. اما رویکرد کلامی، یک رویکرد طبیعت‌شناسی عقلانی است. یعنی باید خداشناسی را از طریق طبیعت‌شناسی عقلانی به دست آوریم. شهید مطهری بیان می‌کند که رویکرد ما در کلام به طبیعت و مابعدالطبیعت می‌رسد. به عنوان مثال این رویکرد، ما را به این که این جهان نظمی دارد می‌رساند یا مثلا از حدوث می‌رسیم به محدث. اما در رویکرد فلسفی، رویکرد وجودشناسی است. باید توجه شود که ادبیات و روش در این سه مورد متفاوت است. سه دسته مبانی مختلف دارد. حالا سوال این است که ادبیات اهل­بیت و قرآن را با کدام یکی از این­ روش‌ها می‌توان بهتر بررسی کرد. رویکرد قرآنی و اهل­بیت در رویکرد ظاهرگرایانه و کلامی خلاصه نمی­شود. با براهین کلامی نمی­توان به این رسید که مخزن کمالات، حضرت حق است و هیچ نقص و شری و بدی هم در آن نیست. در نهج‌البلاغه خطبه‌های ۱، ۹۱، ۱۵۲ و ۱۸۶ یا کتاب توحید صدوق و کتاب توحید اصول کافی و هم­چنین در کتب ادعیه، اهل بیت به بیان خداشناسی از منظر وجودی پرداخته‌اند. استاد در ادامه صحبت‌هایشان در این جلسه به بیان مصادیقی از این روایات و احادیث که به بیان خداشناسی فلسفی می­پردازد، پرداختند.

در ساعت دوم این جلسه حجت­الاسلام متولی امامی مسئول مؤسسه به بیان ادامه درس‌گفتارهای خود پیرامون الگوهای پیشرفت اسلامی ایرانی پرداختند.

ایشان در این جلسه به مبانی‌شناسی الگوهای پیشرفت پرداختند و بیان کردند که یکی از مبانی که در طراحی الگوهای پیشرفت باید در نظر گرفت هدف است. علامه طباطبایی می‌فرمایند ما کاری به جز اصلاح نفس نداریم و مقام معظم رهبری برای مشخص‌تر شدن هدف انقلاب اسلامی می‌فرمایند: همه چیز در حکومت اسلامی مقدمه اصلاح نفس است. در مقابل الگوهای توسعه تغییر را مطرح می‌کنند که این تغییر به هدف انباشت ثروت و در ادامه لذت‌گرایی بیشتر است. تغییر در این­جا به معنای تلاش برای خروج طبیعت و انسان از وضعیت عادی آن است که در الگوی پیشرفت و در اسلام این تغییر مورد قبول و تأیید نمی­باشد.

بحث بعدی در مبانی الگوهای پیشرفت، مفهوم‌شناسی است. که باید متناسب با باورها و فرهنگ که موجب ایجاد تمدن می­شود مفاهیم صحیح در نظر گرفته شود. فرهنگ آن چیزی است که آمیخته با جان و دل و باورهای مردم است. باورهای مردم اگر نظام معنایی جدیدی بگیرد به سمت تمدن می­رود. نظام معنایی باید از دل و جان مردم تغییر کند. این نظام معنایی تعیین کنندگی برای ساختن الگوی پیشرفت دارد.

در پایان استاد مطرح کردند که تمام جنبش‌ها و اتفاقات تاریخی ریشه در ادیان دارد. چرا که ادیان هستند که با دل و جان افراد آمیخته می‌شوند. و نکته پایانی این که تمدن را افرادی می‌سازند که هم خشونت دارند و هم ترحم. اشداء علی الکفار رحماء بینهم هستند. تمدن‌ها را جوامعی می‌سازند که بُعد خشن دارند.

                                                                                                  کریمی

 

 

 عوامل مؤثر تاریخی در ایجاد شکل گیری فلسفه اسلامی

  هفتمین جلسه ترم سوم مؤسسه مطالعات تمدن اسلامی با حضور اساتید و دانش­پژوهان این مؤسسه در تاریخ ۷/۸/۹۵ در امامزادگان درب امام اصفهان برگزار شد.

در ساعت اول دکتر امام جمعه به بیان عوامل تأثیر گذار تاریخی در شکل­گیری فلسفه اسلامی پرداختند. ایشان سه عامل تاریخی را در شکل­گیری فلسفه اسلامی مهم دانستند که عبارتند از:

۱- قرآن   ۲- معارف اهل بیت   ۳- نهضت ترجمه.

 استاد در این ساعت به بیان تأثیرگذاری قرآن در شکل­گیری فلسفه اسلامی پرداختند.  

ایشان یکی از مهم­ترین آموزه­های منطق وحیانی که مشترک در تمام ادیان الهی است را آموزه­ی وجود بخشی بیان کردند. وجودبخشی یعنی هیچ چیزی مالک هیچ چیزی نیست و هیچ چیزی وجودش از خودش نیست و این وجود به آن افاضه شده است. لذا یک منبع و مبدأ وجود داریم. فلسفه اسلامی قائل به این آموزه است. به همین دلیل بحث وجود وماهیت مطرح می­شود. که این آموزه به صراحت از سمت اهل­بیت مطرح شده است. در ادامه استاد با اشاره به بعضی از آیات قرآن از جمله آیه ۱۵ سوره فاطر، اظهار کردند که در این آیات یک نوع نگاه هستی­شناسانه وجود دارد و آن این است که هیچ چیز وجودش از خودش نیست. روشی که در این آیات باعث می­شود تا به این نتیجه برسیم، روش وجودشناسی است. در فلسفه­های یونانی صورت دهنده یا حرکت دهنده و نظم دهنده داریم ولی وجودبخشی نداریم. این وجودبخشی یک آموزه­ای است که در هستی­شناسی دینی به آن می­رسیم و از ویزگی­های خاص فلسفه اسلامی است.

استاد اظهار کردند که قران کریم همه چیز را در قوس نزول وجود و قوس صعود وجود بیان می­کند. که عالم ربوبی در رأس آن است. کل مسائل فلسفه اسلامی روی این دو قوس مطرح شده است. کل فلسفه اسلامی هستی را در دو قوس صعود و نزول برهانی و استدلال می­کند. مکتب شفا و اشراق بحثشان بر روی قوس نزول وجود است و حکمت متعالیه یا فلسفه ملاصدرا بحثشان بر محور قوس صعود وجود است. به عبارت دیگر محور  فلسفه اسلامی این دو قوس است و مراتب هستی و جایگاه انسان در این دو قوس تبیین می­شود. در پایان استاد به شکل­گیری انسان از عالم ماده پرداختند و این که بعد از به وجود آمدن انسان، ارتقا وجودی پیدا می­کند. انسان از طرف قوس نزول به عالم مثال و از طرف قوس صعود به عالم برزخ ارتقا پیدا می­کند. و دوباره با ارتقا وجود از طرف قوس نزول با عالم غیب و از طرف قوس صعود به عالم قیامت ارتقا پیدا می­کند. این ارتقا وجود تا جای خاصی ادامه ندارد بلکه تا بی­نهایت است. در این جاست که بحث نبوت و مراتب ولایت مطرح می­شود.

در ساعت دوم دکتر جعفری به بیان آخرین درس گفتارهای خود پیرامون تاریخ تمدن صفویه در ترم جاری پرداختند. ایشان با شاره به وضع معماری آن دوره، معماری دوران صفویه را وسیع و پربسامد دانستند و آن را متضمن تخریب معماری­های قبلی ندانستند. از دیگر ویژگی­های معماری آن دوره، توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی در ساخت­و سازهای آن دوره است. نتیجه آن که طبیعت­گرایی، دین­محوری، اقتصادسنجی و علم­محوری در شهرسازی و معماری این دوره مشهود است.  

استاد جایگاه علوم تجربی، فنی و مهندسی و نجوم را در آن دوره پررنگ و مهم ندانستند. هم چنین که دانشمندان در این دوره از تجربیات و اکتشافات آگاهی چندانی ندارند. مثلاً شیخ بهایی ۲۵ سال بعد از کوپرنیک کتاب تشریح الفلاک را می­نویسد و هم­چنان بر زمین­مرکزی بودن زمین تدکید دارد. در پزشکی و ریاضیات نیز همین رویه و فضا را می­توان مشاهده کرد.

استاد در ادامه به جایگاه فلسفه و حکمت در عصر صفویه پرداختند و بیان کردند که پیرامون حکمت و عرفان در این دوره سیاه­نمایی­هایی شده است و داشته­های فلسفی این دوره را کاملاً نادیده می­گیرند. در صورتی که اتفاقات زیادی در فلسفه و حکمت این دوره اتفاق افتاده است از جمله اعتلای حکمت اشراقی توسط میرداماد و علمای دیگر که در این دوره بوده است.

در انتهای این ساعت استاد به بیان آسیب­شناسی دوره صفویه پرداختند و پیرامون آسیب­شناسی دوران صفویه، موارد زیر را بیان کردند:

۱- به رغم دینی بودن این تمدن، استفاده ابزاری و سودجویانه از آموزه­های شیعی، نگذاشت ظرفیت­های دینی و شیعی در زمینه تمدن­زایی و تمدن­سازی به کار گرفته شود.

۲- به رغم این که تمدن عصر صفوی محصول مشترک اقوام و اقلیت­های مختلف و با حمایت بزرگان وشاهان این دولت و طراحی و ریل­گذاری علما صورت گرفت اما به شدت دچار یک سونگری مذهبی و علمی بود. که هم راه را برای تعامل با جهان اسلام بست و هم مجال را از رشد بسیاری از علوم گرفت.

۳- قطع ارتباط با جهان و آشنایی بسیار محدود با پیشرفت­های علمی فرنگ، بُرد تمدن عصر صفویه را محدود کرد.

۴- پایین بودن روحیه نقد و تحمل­پذیری و تعامل، و استفاده شدید از تکفیر و تبعید.

۵- رشد شدید و ناباورانه خرافه و محدود بودن روحیه علمی خاصه علوم تجربی.

۶- فراز و فرود شدید، تعریف و البته نهادینه شدن دین و مذهب و اخلاق و هم­زیستی. که نتیجه آن آشفتگی و آشوب و بحران در زیر ساخت­های اجتماعی تمدن این دوره.

در ساعت آخر این جلسه حجت الاسلام متولی امامی مسئول مؤسسه مطالعات تمدن اسلامی به ادامه درس­گفتارهای الگوهای ایرانی اسلامی پیشرفت پرداختند.

استاد متولی امامی در این جلسه مطرح کردند که برای ایجاد الگوی پیشرفت باید سه مبحث مهم مطرح شود. اولین مورد مبانی سازی در ایجاد الگوی پیشرفت است. ایشان درباره­ی مبانی­سازی در ایجاد الگوی پیشرفت به مرور برخی از مباحث ترم گذشته از جمله فلسفه تاریخ و مفهوم­شناسی و زبان­شناسی پرداختند.

                                                                                                           کریمی