علی محمدی

مقدمه

بی‏ تردید ارتقاء ظرفیت دینداری در عصر جدید و ورود آن به عرصه ولایت اجتماعی و جامعه ‏پردازی و همچنین رشد احساسی و عقلانی جامعه دینی نسبت به پتانسل ‏های نهفته در معارف وحیانی، بیش هر چیز دیگری مدیون ظهور و بروز انقلاب اسلامی ۵۷ و ضرب‏شصت مؤمنانه حضرت امام خمینی(ره) است؛ انقلابی که توانست خط بطلانی بر مغالطه ‏های سنگین نظامات و مکاتب مدرن بکشد و افقی نورانی از وعده‏ های آخر‏‏‏‏‏الزمانی الهی را در برابر دیدگان نگران متألّهین بگشاید و به جان‏های خسته مستضعفین، جان تازه‏ای بدمد.

و صد البته که همین ارتقاء ظرفیت دینداری و همین تکامل تلقی از دین، موجب گردیده که جامعه دینی پا به دنیای جدید هدایت اجتماعی و حکومت داری گذارد و تجربه‏ای تکرار ناشده را بیازماید و به ناچار، در مسائلی نو‏‏پیدا بیآویزد؛ مسائلی که تاکنون ندیده و نشناخته و قاعدتاً به صورت واضح و مبرهن جوابی برای آنها نداشته است.

مقاله حاضر تلاشی است در خصوص جریان­ بندی فکری ایران در بعد از ورود علوم انسانی مدرن به ایران. صورت­ بندی کلی این مقاله، تقسیم سالهای ورود علوم انسانی مدرن به ایران، به سه دوره «اواخر دوره قاجار تا کودتای ۱۳۳۲»، «از کودتای ۱۳۳۲ تا انقلاب اسلامی ۵۷» و «از ابتدای انقلاب تا کنون» است.

مدعای کلی این مقاله این است که فضای فکری ایران معاصر دارای سه جبهه کلی است که هر یک به نوعی در هر یک از سه مقطع تاریخی ذکر شده، تکرار شده است. جبهه اول، اندیشه­ای است که نگاهی سطحی به مدرنیته داشته و آرزوی تصاحب تکنیک (علم) و تکنولوژی (فن­آوری) مدرن را بدون تن در دادن به اقتضائات سیاسی، فرهنگی و اخلاقی آن را در سر می پرورانند. مصداق این جبهه در دوره نخست، «دربار قاجار» در دوره دوم، «دربار پهلوی» و در دوره سوم، «طرفداران مدرنیته اسلامی» می­باشد.

جبهه دوم، اندیشه ­ای است که در عین حالی که دل در گرو دستاوردهای مدرن دارد، پی به این مطلب برده­ که اخذ گزینشی از دستاوردهای مدرن ره به جایی نمی­برد و اساساً فرآورده ­هایی مانند علم و فن­آوری بیش از هر چیز نیاز به بستر فرهنگی و اخلاقی مناسب دارند و لذا، لازمه ­ی ورود به عرصه دنیای مدرن، پذیرش بنیان­ های ارزشی، اخلاقی و سیاسی مدرنیته است. مصادیق این جبهه را می­توان در دوره نخست، «روشنفکری ضد دینی» و در دوره دوم، «روشنفکری مبارز» و در دوره سوم، «روشنفکری سکولار» دانست.

جبهه سوم، اندیشه­ ای است که نه توقف در وضعیت موجود جامعه ایران را جایز می­ دانسته و نه در غلطیدن در ورطه مدرنیته را صواب شمرده است، بلکه در تمامی ادوار حیات خود، تلاش نموده که حرکتی در راستای احیای بیشتر ارزش های الهی نموده و فراگیرسازی توحید و خداپرستی را سرلوحه برنامه و فعالیت­ های خود قرار دهد و در میان مغالطه سنگین «تحجر» (به اسم سنت­گرایی) و «انفعال» (به اسم نوگرایی)، همواره پیشنهاد دهنده «راه سومی» باشد. از مصادیق این جبهه در دوره نخست، به «جریان تحول خواه مذهبی» و در دوره دوم، به «نهضت حضرت امام خمینی (ره)» و در دوره سوم، به «جبهه فکری تمدن اسلامی» اشاره کرد.

دانلود

تا کنون هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

یک دیدگاه بگذارید

آدرس الکترونیکی شمامنتشر نخواهد شد. زمینه ها برای علامتگذاری لازم هستند.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>