امروزه چرا خروجی بانک‌ها یک خروجی عجیبی و غریبی است؟ این بانک‌ها و این نظام بانکی به شورای نگهبان رفته است و شورای نگهبان هم گفته است که این نظام بانکی هیچ اشکال شرعی ندارد. اما این نظام بانکی که در عرصه اجرا آمده است تبدیل به بدترین نظام بانکی در سطح جهان شده است. به علت دو عامل؛ یک عامل به دلیل سوء اجراست و ضعف مدیریت‌های حاکم. اما تنها عامل ضعف مدیریت نیست؛ این نظام بانکی مطابق با احکام شرع است؟ بله اما با کدام شرع؟ با فقه فردی می‌سازد. آقایان گفته‌اند که این نظام بانکی را با عقود اسلامی درست می‌کنیم و می‌گوییم که بخشی از معامله‌ها در چارچوب مضاربه انجام می‌گیرد، بخشی از معامله‌ها در چارچوب شرکت انجام می‌گیرد، بخشی از معامله‌ها در چارچوب اجاره انجام می‌گیرد. با این معامله‌ها بیان کرده‌اند که ما نظام بانکی را درست می‌کنیم و آن معامله‌ها هم معامله عقود شرعی هستند. اما فقط این نیست؛ نظام بانکی که فقط عقدالبیع و عقدالاجاره و عقد المضاربه و عقدالشرکه نیست، چراکه اگر این‌ها را در کنار هم بگذارید از آنها نظام بانکی بیرون نمی‌آید. نظام بانکی خود یک مقوله جدایی است؛ در گام اول باید بفهمد که نظام بانکی یعنی چه؟ این یعنی پول‌ها را در یکجا جمع کنند و بخواهند با این پول‌های متراکم اقتصاد و تولید یک جامعه را بگردانند، تجارت و بازرگانی چرخش پیدا کند، ثروت در جامعه چرخش پیدا کند، این غیر از مسأله اجاره و مضاربه و بیع است. این مقوله دیگری است که باید فقهِ آن را بیرون آورد و استنباط کرد. باید بتوانیم در این‌باره حرف بزنیم.

اصل کار این است که اول انسان مسأله را بشناسد که این مسأله چیست، این مسأله با مسأله شرکت و مضاربه و موارد دیگر فرق می‌کند؛ یک فعل جمعی است، این فعل فردی و فعل من و شما نیست که بنشینیم با همدیگر عقد مضاربه‌ای ببندیم، کلاً ماهیت شارع در این موضوع متفاوت است و این موضوع حکم و فقه دیگری دارد.

*حوزه علمیه؛ خدمات گذشته، وظایف پیش رو

حرف ما این است که حوزه‌های علمیه باید نسبت به این فقه پاسخگو باشند. مرکز جامع برای تربیت علماء و مجتهدینی که ان‌شاءالله بتوانند پاسخ‌گوی این پرسش‌ها باشد تدارک ببینند. در حال حاضر مشکل ما در نظام اسلامی این است که هنوز حوزه‌های علمیه با همه تلاشی که انجام داده‌اند [هنوز به آنجایی که نیاز نظام است نرسیده‌اند].

البته این نکته را عرض کنم که حوزه‌های ما خدمات بزرگی را برای انقلاب انجام داده‌اند و نسبت به مسائل انقلاب به‌روز بوده‌اند؛ یعنی از روز اولی که انقلاب ما آغاز شد حوزه‌های ما به این انقلاب نیرو دادند، انرژی دادند و هدایت و رهبری کردند. این انقلابی بود که حضرت امام بار سنگین آن را بر دوش حوزه‌های علمیه گذاشت. خب در چندساله اول انقلاب چه اتفاقی افتاد؟ همین حوزه علمیه نهادهای انقلاب را به وجود آورد. در سال‌های اولیه انقلاب حوزه علمیه بود که قانون اساسی را تدوین کرد و این نهاد بزرگ را شکل داد. نهادهای اصلی مملکت، نهادهای اصلی نظام، در کسوت حوزویان بود. جنگ پیش آمد؛ حوزه ما بود که مردم را به‌سوی جبهه‌ها گسیل داد، حوزه در جنگ نقش عظیمی داشت. حوزه ما بود، حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های ما بودند که جبهه‌ها را گرم نگه داشتند. ۱۰ سال اول انقلاب به این شکل بود.

هنوز جنگ به اتمام نرسیده بود، در اواخر جنگ هجوم دیگری شروع شد، اولین تهاجمی که به حوزه‌ها شروع شد تهاجم به مبانی و اصول بود. تقریباً حوزه‌ها ۲۰ سال در دفاع از اصول و مبانی سرمایه‌گذاری کردند. شما ببینید نوشته‌های علمای بزرگوار ما مانند آقای جوادی آملی، آقای مصباح و دیگران در این دو دهه چقدر خدمت کرده‌اند، در دفاع از چه؟ در دفاع از اصول و مبانی اسلام که مورد هجوم گسترده بود. اول گفتند که قرائت‌ها [متفاوت است] و می‌خواستند ریشه اسلام بزنند، می‌خواستند که حوزه را کلاً از مردم جدا کنند. می‌گفتد هر کسی هر چه از قرآن بفهمد همان برای او حجت است؛ حال چه درس‌خوانده باشد چه نخوانده باشد، چه مجتهد باشد و چه نباشد، می‌گفتند خودتان دین را از قرآن بفهمید و همه قرائت‌های مختلف حجت هستند. برخی جدایی دین از سیاست را مطرح کردند، تشکیک در توحید کردند، تشکیک در پیامبری حضرت رسول (صلوات الله علیه و آله) کردند، بیان کردند که قرآن بشری است، قرآن را بشری کردند و عصمت معصومین (علیهم السلام) را زیر سؤال بردند. شیوه اجتهادی فقها را زیر سؤال بردند، مرجعیت را زیر سؤال بردند، رابطه بین مردم و مرجعیت را کاملاً غلط معنا کرده و هرچه می‌توانستند به سمت این موضوع شلیک کردند، حوزه‌ها در دفاع از این اصول طلبه‌های خوب تربیت کردند. بزرگان ما در سخت‌ترین شرایط سینه سپر کرده و دفاع کردند.

این خطر که رفت، یعنی دهه سوم انقلاب آغاز چه شد؟ آغاز طرح مباحثی که به خاطر آن امروز در اینجا هستیم؛ نظام خواسته‌هایی دارد، باید شروع به پاسخ‌گویی به نیازهای نظام کنیم. بنده واقعاً حوزه‌های علمیه را مقصر نمی‌دانم، عقیده من این است که در هر دوره‌ای از دوره‌های گذشته برای انقلاب تا به امروز، واقعاً حوزه‌ها در یک سنگری مشغول به دفاع بوده‌اند. الآن هم وقت نتیجه آن است. در حال حاضر دیگر دشمن جنگ نظامی برعلیه ما ندارد، در جنگ فرهنگی هم ما یک سنگر را از دشمن گرفته و فتح کردیم، دیگر هجوم به مبانی و اصول در حاشیه رفت، -نه اینکه دیگر نیست، بلکه در حاشیه است.- برخی از شماها نمی‌دانید که وقتی تهاجم شد چه شد؛ در دانشگاه‌ها چه بود و جامعه به چه وضعی افتاد. اما امروز اولین نیاز، پاسخ‌گویی به نیازهای نظام اسلامی است، به پرسش‌هایی که نظام اسلامی از حوزه دارد، نظام بما هو نظام.

پرسش‌های نظام همه مربوط به فقه کلان و فقه اجتماعی است. می‌خواهیم نظام داشته باشیم، نظام بانکی داشته باشیم، نظام اقتصادی داشته باشیم، می‌خواهیم برای بازار سیاست‌گذاری کنیم، برای وزارت خارجه این کار را انجام دهیم، این احتیاج به چه چیزی دارد؟ نیاز به فقه نظام اسلامی دارد. همه این‌ها لازم است و باید همه این‌ها را خوب بخوانیم. البته باید فقه خرد را بخوانیم زیرا تا کسی مجتهد مسلم بر فقه خرد نباشد، نمی‌تواند پاسخ‌گوی پرسش‌های فقه کلان باشد. به دلیل اینکه فقه کلان را کسی می‌تواند پاسخ‌گو باشد که قدرت استنباط این فقه را از همان منابع فقه خرد داشته باشد. به دلیل اینکه منابع همان منابع است و شیوه استنباط ما هم همان شیوه است. ما به دو چیز نیاز داریم؛ یک اینکه بتوانیم مسأله‌شناسی کنیم و بدانیم که مسأله الآن چیست [و دوم اینکه بتوانیم درست استنباط کنیم.]

تا کنون هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

یک دیدگاه بگذارید

آدرس الکترونیکی شمامنتشر نخواهد شد. زمینه ها برای علامتگذاری لازم هستند.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>