غرب‌زدگی بیشتر از آنکه یک مفهوم باشد، یک تاریخ است، تاریخی چگونگی تغییر انسان، گریز از بهشت و منزلگاه اولیه و سکونت در جهان خودساخت و خودنوشت او. غرب‌زدگی قصه روی‌گردانی انسان از بهشت حقیقی به سمت مغربِ وجود و آرمیدن در رفاه نُرم‌ها و فُرم‌هاست. راستی غرب‌زدگی چیست؟ از کجا متولد شد و چگونه به زندگی ما ورود یافت؟

شناسنامه

عنوان: غرب زدگی

مولف: جلال آل احمد

ناشر: نشر فردوس

سال چاپ:۱۳۸۶

از کتاب غرب زدگی چنین برمی‌آید که آل‌احمد «غرب‌ستیز» نیست بلکه «غربزده‌ستیز» است. به نظر او غرب‌زدگی عارضه‌ای است که از بیرون آمده و در محیطی آماده برای بیماری رشد کرده. به نظر او ما باید شخصیت فرهنگی- تاریخی خودمان را در قبال هجوم ماشین حفظ کنیم و دچار خودباختگی فرهنگی نشویم.

معرفی کتاب

دیدگاه آل‌احمد درباره غرب‌زدگی را شاید بتوان برجسته‌ترین نمود اندیشه اجتماعی او دانست. او در ایران بیش از همه با کتاب «غرب‌زدگی» خود معروف شد و این کتاب از جمله کتاب‌های بحث‌برانگیز در چند دهه اخیر شد.

نگاه جلال به غرب عموما آسیب‌شناختی است و از منظر ورود غرب به ایران و آسیب‌هایی که ایران از این میهمان ناخوانده نصیب‌اش شده است، به تحلیل این مساله می‌پردازد. جلال عموما غرب را در این کتاب از منظر اقتصادی معرفی می‌کند یعنی: «شامل همه ممالکی است که قادرند به کمک ماشین مواد خام را به صورت پیچیده‌تری در آورند و همچون کالایی به بازار عرضه کنند.» (ص ۲۲). او بر این اساس دنیا را به دو دسته سازنده و مصرف‌کننده ماشین تقسیم می کند.

می توان گفت دریچه نگاه آل احمد به غرب بیش از آن که از مبادی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و ارزش‌شناختی غرب باشد از دریچه توجه به تبعات غرب است. به تعبیر دیگر جلال بیشتر متوجه مدرنیزاسیون است تا مدرنیته. از همین جاست که مفهوم غرب‌زدگی شکل می‌گیرد: غرب پیشرفته مدرن، سازنده ماشین است و شرق عقب‌مانده سنتی مصرف کنده ماشین اما ماشین تنها یک وسیله صرف نیست بلکه از خود اقتضائاتی دارد.

%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84

حرف اصلی جلال این است که ما نتوانسته‌ایم شخصیت فرهنگی- تاریخی خودمان را در قبال ماشین و هجوم جبری‌اش حفظ کنیم؛ ما در مقابل غرب مضمحل شده‌ایم. جلال در تلاش برای حفظ هویت فرهنگی ایرانیان در قبال هجوم ماشین است و نمی‌خواهد سنت‌های اجتماعی، قربانی ماشین و ماشینیزم شوند.احساس عقب ماندگی در شرق ایرانی و پیشرفت در غرب، موجب شکل گیری «غرب زدگی» می‌شود. آل احمد عواملی چند را موجب شکل‌گیری غرب‌زدگی در ایران می‌داند:

  1. تمایل تاریخی به غرب
  2. ناتوانی در ساخت ماشین و رعب از آن
  3. احساس حقارت و از دست دادن هویت فرهنگی
  4. تقلید از ظواهر غرب و غفلت از شناخت سیر تاریخی تمدن غرب
  5. عقب‌نشینی روحانیت در مقابل ماشین
  6. روشنفکران غرب‌زده
  7. حکومت‌های وابسته

برشی از کتاب

?آدم غربزده معمولا تخصص ندارد. همه کاره و هیچ کاره است. اما چون به هر صورت درسی خوانده و کتابی دیده و شاید مکتبی. بلد است که در هر جمعی حرف‌های دهن پرکن بزند و خودش را جا کند.آدم غربزده شخصیت ندارد. چیزی است بی‌اصالت . خودش و خانه‌اش و حرف‌هایش بوی هیچ چیزی را نمی‌دهد… تنها مشخصه او که شاید دستگیر باشد و به چشم بیاید ترس است. و اگر در غرب شخصیت افراد فدای تخصص شده است؛ اینجا آدم غربزده نه شخصیت دارد نه تخصص. فقط ترس دارد. ترس از فردا، ترس از معزولی، ترس از بی‌نام و نشانی، ترس از خالی بودن انبانی که به عنوان مغز روی سرش سنگینی می‌کند.

?آدم غربزده پا در هواست، ذره گردی است معلق در فضا… یا درست همچون خاشاکی بر روی آب. با عمق اجتماع، فرهنگ و سنت رابطه ها را بریده است. رابطه قدمت و تجدد نیست. خط فاصلی میان کهنه و نو نیست. چیزی است بی رابطه با گذشته وبی هیچ درکی از آینده. نقطه ای در یک خط نیست. بلکه یک نقطه فرضی است بر روی صفحه ای، یا حتی در فضا. عین همان ذره معلق…

تا کنون هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

یک دیدگاه بگذارید

آدرس الکترونیکی شمامنتشر نخواهد شد. زمینه ها برای علامتگذاری لازم هستند.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>