۳ مسأله استقراء
۳٫۱٫ آیا می توان اصل استقراء را توجیه کرد؟

استقراءگرایان برای توجیه استقراء به منطق و تجربه متوسل میشوند.
یک گزاره منطقی اگر مقدماتش صادق باشند نتیجه آن نیز صادق است ولی این برای استقراء صادق نیست که در فصل پیش به آن پرداخته شد. در این جا برای روشن تر شدن داستان بوقلمون استقراءگرای برتراند راسل بیان می شود: این بوقلمون در اولین بامداد حضور خود در مرغداری ملاحظه کرد که در ساعت نه صبح به او غذا دادند. با این حال چون استقراء گرای خوبی بود در قضاوت و نتیجه گیری تعجیل نکرد. او منتظر شد تا مشاهدات را تحت اوضاع مختلف و سیعی، در چهارشنبه ها و پنج شنبه ها، در روزهای گرم و روزهای سرد، در روزهای بارانی و روز های خشک، انجام داد. هر روز گزارۀ مشاهداتی دیگری به فهرست خود اضافه کرد. سرانجام وجدان استقراء گرای او رضایت داد و دست به استنباطی استقرائی زد و نتیجه گرفت که: “من همیشه در ساعت نه صبح تغذیه می شوم”. افسوس که معلوم شد این نتیجه به صورت قاطعی غلط است، زیرا شب کریسمس به جای اینکه تغذیه شود گلویش بریده شد!
از لحاظ تجربی استقراء گرایان دچار دوری میشوند که هیوم آن را عنوان کرد.موفقیت اصل استقراء در موقعیتهای مختلف ۱و ۲ و غیره موفقیت در موقعیت n را نتیجه میدهد که این خود از مساله استقراء سود جسته و متضمن دور است.
علاوه بر این دو مورد بحث کثرت و تنوع مطرح میشود که استقراءگرایان تا چند مرحله و با چه تنوعی از شرایط و بهره گیری از چه مکانیزمی برای رسیدن به این کثرت و تنوع آزمایشات خود را انجام میدهند.

۳٫۲٫ احتمالات: راهی برای رفع پاره ای از انتقادات
برای رفع بعضی از انتقادات بخش قبلی، می توان موضع افراطی استقراء گرای سطحی را به شیوۀ نسبتاً ساده ای تعدیل کرد.
برهان موضع تعدیل یافته نوعاً بدین شکل است. مثلا ما نمی توانیم به صرف مشاهدۀ مکرر طلوع هر روزۀ خورشید صد در صد مطمئن باشیم که خورشید همواره طلوع خواهدکرد.)در واقع در قطب شمال و جنوب روزهایی هست که خورشید طلوع نمی کند.بنابراین همواره وجود احتمالات می تواند راهی برای رفع پاره ای از انتقادات باشد.
شکل اصلاح شده استقراء به این صورت است:
اگر تعداد زیاد الف در شرایط متنوع وسیعی مشاهد شود و تمام آنها خاصه ب را دارا باشند میتوان گفت احتمالا تمام الف ها خاصه ب را دارا هستند.
ایراد:
این صورت بندی جدید هم یک گزاره کلی است و مساله استقراء را حل نمیکند.
اگر تعداد گزاره های احتمالی را بر بینهایت گزاره کلی تقسیم کنیم حاصل برابر صفر خواهد بود و احتمال صدق تعمیم کلی صفر است.
راه دیگری برای حفظ مسلک استقراءگرایی عدم نسبت دادن احتمالات به قوانین و نظریه های علمی است.
دو ایراد برای آن مطرح میشود:
۱- این تصور که مقصود از علم تولید مجموعه ای از پیش بینی هاست و نه یافتن معرفت به شکل دستگاهی از گزاره های