خدیجه سادات صفوی/کارشناس مشاوره

قدیم‌ترها وقتی از کوچه‌ای رد می‌شدیم، صدای فریاد و اشتیاق بچه‌هایی رو می‌شنیدیم که تو کوچه یا فوتبال بازی می‌کردند یا لی لی. این روزها به لطف تلفن‌های همراه و بازی‌های اینترنتی خبری از آن‌همه شوق و شور بچگی نیست فیفا۲۰۱۶ سر بچه‌ها را خوب گرم کرده است. قدیم‌ترها وسیله ایاب و ذهاب نبود و اگر بود انگشت شمار بود و مسافرت‌ها به سختی صورت می‌گرفت. این روزها با وجود مترو، اما باز هم هر کسی وسیله‌ای دارد و گاهی در یک خانواده به تعداد اعضاء خانواده وسیله نقلیه هست. و ما همچنان به دنبال کاهش آلودگی هستیم.

راستی گفتم مترو؛ وقتی سوار مترو می‌شوی صحنه‌های تکراری زیادی می‌بینی. مثلا پسری کوچک، شروع به تبلیغ آدامس‌هایش می‌کند. زنی با کیفی پر از لوازم آرایش وسط مترو می‌ایستد و اجناسش را معرفی می‌کند. دیگری لباس می‌فروشد و قیمتش را کمتر از همه جا اعلام می‌کند. اما کسی خریدار نیست. انگار تکراری شده و هر روز فروشنده‌ها بیشتر می‌شوند و خریداران کمتر.

چیزی که توجه‌ات را جلب می‌کند، سیم‌هایی است که وصل است. سیم‎هایی از جنس تنهایی. بسیاری از مسافران با سیم‌هایی که از گوشی‌هایشان به گوش‌هایشان وصل شده، تنها هستند. تنهای تنها.

قدیم‌ترها وقتی مهمانی می‌رفتیم، هدف صله رحم بود و شوق دیدار و چاق سلامتی. این روزها خبری از مهمانی‌های بی‌ریا و کم‌خرج نیست و خانه‌ها پر شده از کدورت و چشم و هم‌چشمی. به مرور زمان صله رحم گذشته به تماس تلفنی تبدیل شد، بعد پیامک، بعد چت و حالا تلگرام و اینستاگرام و … . شاید بخاطر همین هم عمرها کوتاه شد. می‌گویند صله رحم عمر را طولانی می‌کند و شاید تلگرام کوتاه. سیری نزولی و تدریجی. آنقدر تدریجی که گاهی حسش نکردیم.

این سیر نزولی حاکم بر روابط انسانها در عقبه تاریخ ایران تا به امرور نیز قابل مشاهده است .وقتی نیم نگاهی به تاریخ معاصر ایران می‌اندازیم، سیر حرکت تاریخی ایران پر است از تأثیراتی که علما و روحانیون بر روح حاکم بر جامعه داشته‌اند. علمایی که کلامشان نافذ و قلبشان سلیم بود. یا بهتر است بگویم علمایی که سیمشان وصل بوده است. بعضا مستجاب الدعوه بوده‌اند یا مریدانی داشتند ‌سینه چاک و جان بر کف. این علما که اهل علم همراه با عمل و مطالعه و عبادت بودند، مردم را به تفکر در خلقت و جهان هستی و عالم بالا دعوت می‌کردند و با هر تلنگر مانع از آن می‌شدند که مردم دچار غفلت و خواب‌آلودگی شوند. مردم هم در روابطشان با علما جانب ولایت‌پذیری را می‌گرفتند و تابع کلام معنوی آن‌ها می‌شدند.

تا اینکه با بیداری مردم که با کمک علما صورت گرفته بود انقلاب پیروز شد. پس از انقلاب کم‌کم  ما گام‌هایی برای توسعه برداشتیم. گام‌هایی بلند. صنعت، اینترنت، ماهواره، تلفن همراه، و حالا هم شبکه های مجازی. فضای مجازی شد همدم ما. همدمی که همیشه و همه جا همراه ما بود و ما را  از همراهی دیگر انسان‌ها بی‌نیاز می‌کرد. و ما هر روز تنهاتر شدیم. بعد از حرکت ایران به سمت توسعه، سیر تکاملی جامعه ایران دچار سختی شد. مردمی که علما بیدارشان کرده بودند، به لطف تکنیک، دوباره به خواب رفتند.

انسان مدرن ویژگی‌ها و علایق و نفرت هایی دارد. تکنیک ذائقه ایرانیان را عوض کرد و ما غافلیم که هرچه بر طبل توسعه بکوبیم، این ذائقه قوی‌تر میشود. ذات تکنیک بر رفاه و لذت  و سرگرمی استوار است و ذات دین بر تذکر و تدبر و تفکر. تکنولوژی غلیظ ترین حجاب میان مردم و عالمان دینی شد، هرچند نفس عالمان ربانی بر مکر شیطان غالب می‌شود و فطرت الهی انسانها روزی راهگشا خواهد شد.

خلاصه اینکه سیمی که آن روزها وصل بود، نویدبخش آزادی انسان‌ها بود و سیمی که امروز وصل است ما را اسیر خود کرده است. کاش برگردیم به آن روزها، روزهایی که سلامتی بود، دل خوش بود، لب خندان بود، روزهای اول انقلاب. شاید پول نبود، تجملات نبود، مسافرت‌ها سخت بود، و خیلی چیزهای دیگر. اما در عوض دلمان خوش بود. از همسایه‌مان خبر داشتیم. بر سر سفره هم غذا بودیم و صدای قل قل سماور در ابتدای هر صبح‌ نشان از حضور گرم مادر داشت. ولی حالا چه؟!

قطار انقلاب مسیر خود را می‌رود؛ مراقب باشیم جا نمانیم.

فاین تذهبون…

تا کنون هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

یک دیدگاه بگذارید

آدرس الکترونیکی شمامنتشر نخواهد شد. زمینه ها برای علامتگذاری لازم هستند.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>