هشتمین جلسه ترم سوم مؤسسه مطالعات تمدن اسلامی با حضور دکتر امام جمعه و حجت الاسلام متولی امامی و دانش‌پژوهان این موسسه در تاریخ ۱۴/۷/۹۵ در امامزادگان درب امام اصفهان برگزار گردید.

دکتر امام جمعه در ادامه سلسله مباحث خود پیرامون مکاتب فلسفی اسلام به دومین مورد از موارد شکل‌گیری فلسفه در اسلام پرداختند و نمونه‌هایی از آن را بیان کردند.

ایشان معارف اهل­بیت (ع) را دومین عامل شکل‌گیری فلسفه اسلامی بیان کردند و افزودند در معارف اهل بیت، ما شاهد یک رویکرد وجودشناسی به معارف هستیم.

استاد در ادامه به معرفی سه جریان در تاریخ اسلام پرداختند و اظهار کردند که در تمدن اسلامی سه رویکرد به خداشناسی به وجود آمد. این سه رویکرد هم در ادبیات و هم در روش متفاوت بودند: ۱- رویکرد نقلی ظاهرگرایانه   ۲- رویکرد کلامی  ۳- رویکرد فلسفی.

رویکرد ظاهرگرایانه، اهل ظاهر هستند و در قرن اول و دوم به وجود آمدند و بعداً در قرن سوم به  اهل حدیث که همان حنبلی‌ها هستند معروف شدند. آنها معتقدند که قرآن جز ظاهر چیزی ندارد. و به ظاهر بسنده می‌کردند و یک شعار داشتند: معنا معلوم است، اعتقاد واجب، کیفیت آن مجهول و سوال بدعت است. اما رویکرد کلامی، یک رویکرد طبیعت‌شناسی عقلانی است. یعنی باید خداشناسی را از طریق طبیعت‌شناسی عقلانی به دست آوریم. شهید مطهری بیان می‌کند که رویکرد ما در کلام به طبیعت و مابعدالطبیعت می‌رسد. به عنوان مثال این رویکرد، ما را به این که این جهان نظمی دارد می‌رساند یا مثلا از حدوث می‌رسیم به محدث. اما در رویکرد فلسفی، رویکرد وجودشناسی است. باید توجه شود که ادبیات و روش در این سه مورد متفاوت است. سه دسته مبانی مختلف دارد. حالا سوال این است که ادبیات اهل­بیت و قرآن را با کدام یکی از این­ روش‌ها می‌توان بهتر بررسی کرد. رویکرد قرآنی و اهل­بیت در رویکرد ظاهرگرایانه و کلامی خلاصه نمی­شود. با براهین کلامی نمی­توان به این رسید که مخزن کمالات، حضرت حق است و هیچ نقص و شری و بدی هم در آن نیست. در نهج‌البلاغه خطبه‌های ۱، ۹۱، ۱۵۲ و ۱۸۶ یا کتاب توحید صدوق و کتاب توحید اصول کافی و هم­چنین در کتب ادعیه، اهل بیت به بیان خداشناسی از منظر وجودی پرداخته‌اند. استاد در ادامه صحبت‌هایشان در این جلسه به بیان مصادیقی از این روایات و احادیث که به بیان خداشناسی فلسفی می­پردازد، پرداختند.

در ساعت دوم این جلسه حجت­الاسلام متولی امامی مسئول مؤسسه به بیان ادامه درس‌گفتارهای خود پیرامون الگوهای پیشرفت اسلامی ایرانی پرداختند.

ایشان در این جلسه به مبانی‌شناسی الگوهای پیشرفت پرداختند و بیان کردند که یکی از مبانی که در طراحی الگوهای پیشرفت باید در نظر گرفت هدف است. علامه طباطبایی می‌فرمایند ما کاری به جز اصلاح نفس نداریم و مقام معظم رهبری برای مشخص‌تر شدن هدف انقلاب اسلامی می‌فرمایند: همه چیز در حکومت اسلامی مقدمه اصلاح نفس است. در مقابل الگوهای توسعه تغییر را مطرح می‌کنند که این تغییر به هدف انباشت ثروت و در ادامه لذت‌گرایی بیشتر است. تغییر در این­جا به معنای تلاش برای خروج طبیعت و انسان از وضعیت عادی آن است که در الگوی پیشرفت و در اسلام این تغییر مورد قبول و تأیید نمی­باشد.

بحث بعدی در مبانی الگوهای پیشرفت، مفهوم‌شناسی است. که باید متناسب با باورها و فرهنگ که موجب ایجاد تمدن می­شود مفاهیم صحیح در نظر گرفته شود. فرهنگ آن چیزی است که آمیخته با جان و دل و باورهای مردم است. باورهای مردم اگر نظام معنایی جدیدی بگیرد به سمت تمدن می­رود. نظام معنایی باید از دل و جان مردم تغییر کند. این نظام معنایی تعیین کنندگی برای ساختن الگوی پیشرفت دارد.

در پایان استاد مطرح کردند که تمام جنبش‌ها و اتفاقات تاریخی ریشه در ادیان دارد. چرا که ادیان هستند که با دل و جان افراد آمیخته می‌شوند. و نکته پایانی این که تمدن را افرادی می‌سازند که هم خشونت دارند و هم ترحم. اشداء علی الکفار رحماء بینهم هستند. تمدن‌ها را جوامعی می‌سازند که بُعد خشن دارند.

                                                                                                  کریمی

 

 

تا کنون هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

یک دیدگاه بگذارید

آدرس الکترونیکی شمامنتشر نخواهد شد. زمینه ها برای علامتگذاری لازم هستند.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>