سید محمدحسین متولی امامی

رسم بر این شده است که کسی مطالعه نکند و همگی با موج اخبار حرکت کنیم. حزب‌اللهی‌ها با اخبار رجانیوز و فارس خود را تجهیز می‌کنند و مخالفین، با اخبار جرس و بالاترین و بی‌ بی سی و صدای امریکا. نتیجه‌اش آن است که در هیاهوی خبری، حقیقت پای ایدئولوی‌زدگی ذبح می‌شود و سیاست حکم‌رانی بر حقیقت می‌کند. یکی از مصادیق این وضعیت، مواجهه با برجام است. اطمینان دارم که اکثریت طلاب و دانشجویان انقلابی، برجام را با دقت و ظرافت نخوانده‌اند و فقط می‌گویند این سند نباید نوشته می‌شد و سازش‌کاری بود و…، در مقابل جریان مخالف آن‌ها اعم از چپی‌های افراطی و ضدانقلاب و…، می‌گویند مذاکره و تعامل با امریکا و اروپا، از ضروریات زندگی ماست و راه گریزی نیست و انقلابی‌ها تندرو و خشونت‌طلب هستند و …حقیقت آن است که هر دو طرف را در تب داغ اخبار قرار گرفته‌ و حتی کمی دقت به سخنان رهبری نکرده‌اند.
واقعیت این است که انقلابی‌گری، باید با دقت به ظرافت‌های روابط بین‌المللی همراه شود. ایران از اوایل انقلاب، همیشه در اختلاف میان امریکا و اروپا سیاست‌های خویش را جلو می‌برده است و هرگاه امریکا و اروپا با یک‌دیگر متحد شده‌اند، توان فشارهای حقوقی و سیاسی بر ایران افزایش یافته است. در دولت قبل، مذاکرات باید مانع از اتحاد اروپا و امریکا می‌شد. یعنی مذاکرات باید به گونه‌ای انجام می‌شد که پرونده به شورای امنیت نرود. اما نشد… همیشه امریکا به عنوان یک دولت ناقض قراردادهای بین‌المللی بوده و اروپا، هرچند در سیاست‌های کلان با او هم‌پیاله است، اما در مواضع حقوقی، معمولا اتفاقی با امریکا ندارد. در قصه تحریم ایران، اروپا و امریکا متحد شدند و همگی رأی به تحریم ایران دادند. نقص سیاست خارجی دولت قبل این شد که باید مانع از اتحاد حقوقی این‌دو می‌شد.
مذاکرات، که با تأیید اجمالی مقام معظم رهبری، از زمان دولت قبل شروع شد، با سندی با عنوان برجام، عینی‌تر شد. برجام، باعث می‌شود که قوانینی میان ایران و جامعه بین‌المللی برقرار باشد که مطابق با این قوانین، امکان دعوای حقوقی و چانه‌زنی سیاسی بیش‌تر شود. برجام، با همه ضعف‌های چشم‌گیری که دارد، اتحاد اروپا و امریکا را شکست و به همین دلیل، اروپایی‌ها نسبت به تحریم‌ ایران، سست‌تر شدند. هرچند سگ زرد برادر شغال است، اما در تصویب قانون ایسا و داماتو و…، اروپا نقشی ندارد و امریکا به تنهایی به نقض برجام اقدام کرده و هیچ‌گاه برجام، به عنوان یک سند حقوقی، از بین نرفته است. در ماده ۲۶ برجام، تأکید شده است که هیچ کشوری حق تصویب تحریم جدید و یا تمدید تحریم‌ها را ندارد. با نقض این قانون توسط امریکا، سیاست خارجی دولت تدبیر و امید، باید وارد عمل شود و اروپا را بر علیه امریکا بشوراند. دعاوی حقوقی مطرح کند، جنجال رسانه‌ای بر علیه قانون‌شکنی امریکا راه بیاندازد و حتی برای احیا و بازگشت صنایع هسته‌ای اقدام نماید، اما به‌ شکل عجیبی سکوت اختیار کرده است…
شرایط فعلی، به جای غصه‌خوردن، عُرضه و تدبیر می‌خواهد. باید مقامات دولتی از دست برتری که در نقض برجام توسط امریکا پیدا کرده‌اند، کمال استفاده را بکنند. صدها میلیارد تومان، با بتن‌ریزی در قلب رآکتور هسته‌ای و تعطیلی صنایع آن به ایران وارد شد و در مقابل، قانون داماتو با رأی همه نمایندگان سنا تصویب شد. این رفتارها، تحقیر ایرانیان است. با این حال، این شرایط می‌تواند ایران را با زبان درازتری در برابر غرب احیا کند، اما دولتی با عرضه می‌خواهد!! ضعف در مذاکرات و ضعف بیش‌تر در پی‌گیری مواد برجام، واقعاً ایران را به انفعال کشانیده است. در شرایط فعلی، حتی شخصی مانند مصدق در میان دولتیان نیست که در دادگاه لاهه آن‌چنان آتشین علیه امریکا سخن گفت و از ملی‌شدن نفت ایرانیان حمایت کرد؟؟؟
هنگامی که رهبری فرمودند: اگر طرف مقابل برجام را پاره کند، ما آتش می‌زنیم، یک ابلهی، ایشان را به سخره گرفت و حرف رهبر را حمل بر معنای ظاهری کرد و گفت: برخی فکر می‌کنند یک منقل این‌جاست و می‌توان برجام را در آتش انداخت… معنای سخن رهبری این است که در این شرایط ، ما باید طلب‌کارانه و با قدرت چانه زنی بالا و با زبان دراز، با غربی‌ها بر سر نقض برجام درگیر شویم…

تا کنون هیچ دیدگاهی ثبت نشده است.

یک دیدگاه بگذارید

آدرس الکترونیکی شمامنتشر نخواهد شد. زمینه ها برای علامتگذاری لازم هستند.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>